خرید بک لینک
یاتو|یک دورهای هم نوشتن برام خیلی بیشتر از نوشتن بود! حالا این جمله از طرف من به عنوان یک شوخی برای بقیه تلقی میشه که " امروز از روشنایی روحم کم شد". اما خیلی وقتها حس میکنم همه چیز زیر سر این نیمو

برچسب: نویسنده: سارا محبی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:50

یاتو|

مثلاً یک روز اگه سیگاری بشم یکی از مشغلههام اینه که سیگار را کجا بگیرم که نگیره به بقیه! و توی یک پیادهروی شلوغ یکدفع یکی داد نزنه، آییی لباسم سوخت و همه همزمان برگردند سمت من و سیگارم.

+ حتی م مالکیتی هم که میچسبه به سیگار عجیبه، چه برسه به بقیهی چیزها.

برچسب: نویسنده: سارا محبی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:50

یاتو|از مسیر فردوسی تا انقلاب هزار بار رفتم تو فکر، مقابل درهای بستهی مترو بغضم گرفت، " برای کشورم میرم" گفتنش مثل مرگ بود، مقابل لبخندگویان گفتن کارت لازم نیستِ مسئول مترو بهتم گرفت، ریرا، گاهی خوش

برچسب: نویسنده: سارا محبی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:50

یاتو|

از غمانگیزترین قابهای عالم برام، قابیه که مامان و بابا پایین اتوبوس ایستادند و تا آخرین لحظه به اتوبوس نگاه میکنند و هر بار بلند میشم تا به خودم ثابت کنم رفتند ولی میبینم هنوز دارند نگاه میکنند. جایی از جهان که همیشه با خودم تکرار میکنم که چقدر پدر و مادر بودن عجیبه! و ته دلم میگم میشه من مادر هیچ قصهای نشم ریرا؟

برچسب: نویسنده: سارا محبی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:50

یاتو|

از وقتی انگشتر عقیق گم شد، حس میکنم به بهاش چیزی ارزان را خریدم، قصهای که تا ابد برام عجیب و حل نشده میمونه، اینکه اون انگشتر الان کجاست؟ تو دست کیه؟ پیش صاحب جدیدش چقدر دووم میاره؟ و با کدوم حرکتم از زندگیم پرت شد بیرون؟ اینکه قصهاش چی بوده و از کجا میاد و به کجا میره ریرا؟ و اینکه میشه جهان چرخ بزنه و دوباره به من برسه؟ آخ اگه برسه ریرا!

برچسب: نویسنده: سارا محبی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:50

یاتو|بشنو. پ.ن: انگار یکی به تازگی دستمالیم کرده و گذاشته و رفته و من طبق عادت همیشگیم رفتم تو بُهت و نمیتونم از سرجام تکون بخورم، حتی دهنم نمیچرخه بگم چهارشنبهها چه حسی داره، فقط زل زدم به یک گوشه

برچسب: نویسنده: سارا محبی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:50

یاتو|

الان انرژیای دارم که فقط باید توی پلههای یک منار بلند خالی بشه که تا وقتی میرسی تهاش، یکی اذان را داد بزنه و اون تیکهی روحم بگه آخیش و درکگویان باشه به تمام این هفتهها.

برچسب: نویسنده: سارا محبی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:50

صفحه بندی