تو فریبِ چاه بی‌تهِ زمان را خورده‌ای جانم!

خرید بک لینک
یاتو|یک دورهای هم نوشتن برام خیلی بیشتر از نوشتن بود! حالا این جمله از طرف من به عنوان یک شوخی برای بقیه تلقی میشه که " امروز از روشنایی روحم کم شد". اما خیلی وقتها حس میکنم همه چیز زیر سر این نیمو تو فریبِ چاه بی‌تهِ زمان را خورده‌ای جانم!...

ما را در سایت تو فریبِ چاه بی‌تهِ زمان را خورده‌ای جانم! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:50

یاتو|

مثلاً یک روز اگه سیگاری بشم یکی از مشغلههام اینه که سیگار را کجا بگیرم که نگیره به بقیه! و توی یک پیادهروی شلوغ یکدفع یکی داد نزنه، آییی لباسم سوخت و همه همزمان برگردند سمت من و سیگارم.

+ حتی م مالکیتی هم که میچسبه به سیگار عجیبه، چه برسه به بقیهی چیزها.

تو فریبِ چاه بی‌تهِ زمان را خورده‌ای جانم!...

ما را در سایت تو فریبِ چاه بی‌تهِ زمان را خورده‌ای جانم! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 106 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:50

یاتو|از مسیر فردوسی تا انقلاب هزار بار رفتم تو فکر، مقابل درهای بستهی مترو بغضم گرفت، " برای کشورم میرم" گفتنش مثل مرگ بود، مقابل لبخندگویان گفتن کارت لازم نیستِ مسئول مترو بهتم گرفت، ریرا، گاهی خوش تو فریبِ چاه بی‌تهِ زمان را خورده‌ای جانم!...

ما را در سایت تو فریبِ چاه بی‌تهِ زمان را خورده‌ای جانم! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:50

یاتو|

از غمانگیزترین قابهای عالم برام، قابیه که مامان و بابا پایین اتوبوس ایستادند و تا آخرین لحظه به اتوبوس نگاه میکنند و هر بار بلند میشم تا به خودم ثابت کنم رفتند ولی میبینم هنوز دارند نگاه میکنند. جایی از جهان که همیشه با خودم تکرار میکنم که چقدر پدر و مادر بودن عجیبه! و ته دلم میگم میشه من مادر هیچ قصهای نشم ریرا؟

تو فریبِ چاه بی‌تهِ زمان را خورده‌ای جانم!...

ما را در سایت تو فریبِ چاه بی‌تهِ زمان را خورده‌ای جانم! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:50

یاتو|

از وقتی انگشتر عقیق گم شد، حس میکنم به بهاش چیزی ارزان را خریدم، قصهای که تا ابد برام عجیب و حل نشده میمونه، اینکه اون انگشتر الان کجاست؟ تو دست کیه؟ پیش صاحب جدیدش چقدر دووم میاره؟ و با کدوم حرکتم از زندگیم پرت شد بیرون؟ اینکه قصهاش چی بوده و از کجا میاد و به کجا میره ریرا؟ و اینکه میشه جهان چرخ بزنه و دوباره به من برسه؟ آخ اگه برسه ریرا!

تو فریبِ چاه بی‌تهِ زمان را خورده‌ای جانم!...

ما را در سایت تو فریبِ چاه بی‌تهِ زمان را خورده‌ای جانم! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:50

یاتو|بشنو. پ.ن: انگار یکی به تازگی دستمالیم کرده و گذاشته و رفته و من طبق عادت همیشگیم رفتم تو بُهت و نمیتونم از سرجام تکون بخورم، حتی دهنم نمیچرخه بگم چهارشنبهها چه حسی داره، فقط زل زدم به یک گوشه تو فریبِ چاه بی‌تهِ زمان را خورده‌ای جانم!...

ما را در سایت تو فریبِ چاه بی‌تهِ زمان را خورده‌ای جانم! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:50

یاتو|

الان انرژیای دارم که فقط باید توی پلههای یک منار بلند خالی بشه که تا وقتی میرسی تهاش، یکی اذان را داد بزنه و اون تیکهی روحم بگه آخیش و درکگویان باشه به تمام این هفتهها.

تو فریبِ چاه بی‌تهِ زمان را خورده‌ای جانم!...

ما را در سایت تو فریبِ چاه بی‌تهِ زمان را خورده‌ای جانم! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:50

صفحه بندی